
سمیه فرید
شنبه 18 فروردین 1386
کمپین یک میلیون امضا بعد از تجمع 22 خرداد و با انگیزه ایجاد تغییر در قوانین و گسترش خواست تغییر قوانین در میان مردم، توسط 54 تن از فعالان حوزه زنان آغاز گشت و در مدت کوتاهی با راه اندازی سایت، جذب داوطلبان، و برگزاری کارگاه های آموزشی برای آنان، طیف گسترده ای از زنان و مردان برابری خواه را در بر گرفت و گسترش یافت. یکی از دلایلی که کمپین توانست به این سرعت رشد کند، داشتن اهداف روشن و مشخصی بود که در طرح کمپین مطرح شده است. به دلیل همین خواسته های روشن بود که نسبت به زمان کوتاهی که از اعلان عمومی می گذرد، توانست به سرعت جای خود را بین مردم از طبقات و گروه های مختلف اجتماعی پیدا کند.
در این مدتی که از آغاز به کار کمپین گذشته است، افراد زیادی به تعریف واژه کمپین و شیوه فعالیت آن پرداخته اند. در این گفتار سعی دارم تا به برخی از ابهاماتی که در جریان حرکت پیش رونده کمپین به وجود آمده، از نگاه خود پاسخ گویم. امید است تا دیگرانی که این مساله برایشان دغدغه ای ایجاد کرده نیز به این بحث وارد شوند.
نحوه تصمیم گیری در کمپین به صورت پراکنده و افقی است
یکی از ابهاماتی که در تعریف کمپین یک میلیون امضا به عنوان یک عمل اجتماعی وجود دارد، نحوه سازماندهی و تصمیم گیری در جریان این عمل جمعی است. کمپین دارای ساختار حقوقی نیست. بنابراین نه به طور رسمی در جایی ثبت شده و نه هیات مدیره و یا شورای مرکزی دارد که تصمیم گیری ها از طریق آنها انجام شود، بلکه رهبری و نحوه تصمیم گیری در کمپین به صورت پراکنده و افقی است. با وجود آنکه از ابتدا افرادی پیشگامان این حرکت بودند، اما به دلیل نداشتن همین ساختار حقوقی، تصمیم گیری ها تا به حال به صورت مرکزی و لزوما توسط آنها نبوده، هر چند اعضای اولیه ی کمپین، نقش بیشتری تا کنون در تصمیم گیری های داخلی داشته اند، با این وجود هر کسی که در جریان کمپین وارد شود و بخواهد در راستای اهداف آن قدم بردارد، به عنوان پیشگام محسوب شده و می تواند در مورد نحوه عمل اجتماعی خود در راستای کمپین، وارد مرحله تصمیم گیری شود.
نداشتن ساختار حقوقی به معنای بی ساختاری نیست. بلکه ساختار کمپین منعطف و نوع آن با یک سازمان و تشکیلات متفاوت است. بدون شک در هر حرکتی نیاز به سازماندهی وجود دارد و در اینجا نیز مانند هر عمل جمعی دیگری، سازماندهی و سازماندهندگانی وجود دارند، ولی این سازماندهی به صورت متصلب نیست و منظور از سازمان دهنده، سازمان دهنده تشکیلاتی نیست. سازماندهندگان کمپین، کسانی هستند که این حرکت را آغاز کرده و به پیشرفت آن کمک می کنند. و آغاز لزوما به معنای آغاز حرکت نیست بلکه از هر نقطه ای که آغازگر آن به این حرکت اجتماعی بپیوندد و پس از پیوستن در همانجا نمانده بلکه سعی در گسترش آن داشته باشد، نقطه شروعی به حساب می آید. بنابراین هر فردی اگر بخواهد می تواند به طور مثال به همراه گروه خود سایتی را برای کمپین راه اندازی کند و یا کمپین را به درون نیروهای اجتماعی که خود می شناسد ببرد، بدون آنکه نیازی داشته باشد تا از دیگران کسب تکلیف کند. گرچه می پذیریم که هر تصمیمی اگر جمعی تر گرفته شود، از اعتبار بالاتری برخوردار است، اما از آنجا که خواسته های کمپین حداقلی است و افراد زیادی را دربرمی گیرد، شیوه های متفاوتی را در عمل ممکن می سازد. اعضای کمپین، در عرض یکدیگرند و ممکن است نظرات متفاوتی نسبت به مسائل مختلف داشته باشند. اگر کمپین قرار است به شهرهای مختلف رفته و در گسترش خواسته هایش بکوشد، بی شک از این خیل عظیمی که با آنها روبرو می شود هر کدام به نوعی متفاوت نسبت به آن عمل خواهند کرد و هر کدام مسیر خود را در راه رسیدن به اهداف مندرج در طرح کمپین پیش خواهند گرفت. پس رجوع به تصمیم جمعی برای هر کاری ممکن پذیر نیست و در بسیاری از مواقع توافق جمعی بر سر شیوه ای خاص کسب نخواهد شد. پس چگونه می توان معظل تصمیم گیری را در کمپین حل نمود؟
تصمیم گیری در کمپین به دو گونه است: درونی و بیرونی
از نگاه من تصمیم گیری ها در کمپین دو گونه است. تصمیم گیری در مورد مسائل داخلی کمپین و موضع گیری در مورد مسائلی که بیرون از کمپین اتفاق می افتد.
در مورد مسائل درونی کمپین در حقیقت هیچ مدل خاص و ثابتی وجود ندارد. یعنی هر کس به عنوان عضو کمپین می تواند برای پیشبرد هدف کمپین در راستای بیانیه به برگزاری جلسات، سمینارها و یا راه اندازی سایت، وبلاگ های گروهی و ... اقدام کند. همانطور که راه اندازی سایت" تغییر برای برابری" ابتکار تعدادی از اعضا است و یا نشست هایی که تا امروز برگزار شده است.
اما در مورد موضع گیری در مورد مسائلی که خارج از کمپین اتفاق می افتد، مساله به گونه ای دیگر مطرح است. از آنجا که هر فردی که به جمع آوری امضا مبادرت می ورزد، عضو کمپین است و از آنجا که هم اکنون حدود 500 نفر در ایران و خارج از ایران در حال جمع آوری امضا هستند، اولا، به طور واقع امکان نظرسنجی از همه اعضا وجود ندارد و دوم اینکه کمپین با اهداف مشخصی شروع به کار کرده، اهداف حداقلی که به دلیل همین حداقلی بودن خواسته ها، افراد زیادی را توانسته جذب کند. حال باید ببینیم کمپینی که ساختار حقوقی ندارد و با یک هدف مشخص شروع به کار کرده و افراد زیادی هم اکنون عضو آن هستند، چگونه می تواند بر فرض درباره 8 مارس بیانیه صادر کند. اکنون در همه دنیا کمپین را به بیانیه و کتابچه آن می شناسند. اعتبار این امضاها و گسترش آن در این مدت کوتاه به همین بیانیه بوده. اگر بخواهد نسبت به مساله ای که ربطی به اهداف درون آن ندارد موضع گیری کند، انحراف از بیانیه محسوب می شود. گر چه هر کدام از افراد کمپین می توانند بنا به خواست خود نسبت به هر مساله ای موضع گیری داشته باشند ، اما نه به عنوان نماینده ای از کمپین.
در کمپین هیچ کسی جایگاه حقوق خاصی ندارد
عدم وجود جایگاه تشکیلاتی در کمپین، پیامدها و تبعاتی را به همراه دارد. از آنجا که هیچ کس در کمپین جایگاه حقوقی ندارد، تعهدی که هر کس نسبت به وظایفی که خود بر عهده می گیرد، درونی است. در هر فعالیتی که به صورت رسمی است، وظایف افراد طبق اختیاراتشان مشخص می شود. و هر مسئولیتی نیز امتیازاتی را به دنبال خود دارد. اما افراد در کمپین با عشق و علاقه خود پیش می روند بدون آنکه چش مداشتی بتوانند داشته باشند. در واقع نداشتن جایگاه حقوقی و باز بودن عرصه تصمیم گیری برای افراد، و انتقال سریع تجربیات، باعث می شود تا از سویی فردیت افراد رشد یابد و هر کدام از کسانی که دغدغه ای در رشد این حرکت دارند بتوانند با تصمیم گیری های خرد خود، اعتماد به نفس بیشتری یابند و ایده ی خود را گسترش دهند. بنابراین وجود ساختار منعطف کمپین به رشد شخصیت فردی افراد کمک خواهد کرد.
از طرف دیگر افراد بیش از پیش نتیجه رفتار و کنش خود را خواهند دید. بنابراین هر گاه که اعمال نظر کرده و نظرشان به دلیل باز بودن تصمیمات، تایید شود، در برابر آن تصمیم گیری احساس مسئولیت بیشتری خواهند کرد. و به این ترتیب زیر بار مسئولیت تصمیماتی که می گیرند خواهند رفت. در مدت کوتاه، چنین فرصتی به تعمیق افراد و تجربه اندوزی آنان کمک زیادی خواهد نمود. به این ترتیب است که علی رغم توصیه هایی که نسبت به لزوم شرکت در کارگاه های آموزشی به داوطلبان می شود، آنها می توانند با در دست داشتن یک بیانیه به کار جمع آوری امضا پرداخته و عضوی از جمع شوند. پس افراد می توانند بدون آنکه نیاز به عضویت در گروهی داشته باشند و یا بخواهند از کسی کسب اختیار کنند، به کار گسترش کمپین به شیوه خود بپردازند. اما همین که به میان مردم رفته و ناچار به پاسخگویی به زوایای مختلفی که مردم به آن اشاره دارند می شوند، مسئولیت کار اجتماعی را درک کرده و اغلب دوباره به جمع پناه آورده و نظرات و تجربیات دیگران را جویا می شوند. این گونه است که یک ساختار منعطف نیز با آزمون و خطاهای بسیار، لزوم حرکت جمعی را به افراد در نتیجه عملشان، گوشزد می کند.
کمپین یک مبارزه اجتماعی برای رسیدن به هدفی روشن و مشخص است
یکی از مسائلی که در این چند ماهه بارها از سوی افراد مختلف، از بازجویان اطلاعاتی گرفته تا مردمی که در کوچه ها و خیابان ها به سراغشان می رویم و حتی اعضای کمپین، مطرح شده، سوء استفاده از کمپین است. یعنی عده ای با اهداف سیاسی و جاه طلبانه خود بتوانند کمپین را از مسیر خود منحرف کرده و یا با تبلیغ و پیوستن به آن و حمایت از آن، به اهداف خود دست یابند.
کمپین یک مبارزه اجتماعی برای رسیدن به هدفی مشخص و روشن است. در اینجا باید بگویم که هدف همه اعضای کمپین آگاهی بخشی و عمومی کردن خواسته زنان برای تغییر قوانین مندرج در بیانیه است. انگیزه خوانی برای ما نه ممکن و نه مطلوب است. هدف ما روشن است و هر کس با هر انگیزه ای ما را برای رسیدن به هدفمان یاری دهد ما به او خوش آمد می گوییم و دست او را می فشاریم. ضمن آنکه همه فعالیت های کمپین مستند شده و امکان سوء استفاده از آن کاهش پیدا می کند. نکته ای که در این جا مطرح است بحث هدف است. مساله استقلال یک حرکت، یعنی اینکه در منابع مالی و هدفش از دیگر گروه های اجتماعی و سیاسی مستقل باشد، نه اینکه هیچ عضو و یا حامی از گروه های دیگر نداشته باشد. نقطه قوت کمپین جلب حمایت از دیگر گروه های اجتماعی است. هر چه در این امر بیشتر موفق باشیم، بیشتر می توانیم به توسعه خواسته هایمان امیدوار باشیم. بنابراین شناسنامه کمپین، بیانیه آن است و نه افرادی که امضا جمع می کنند.
No comments:
Post a Comment