
برنامه سخنرانی انوشه انصاری پنج شنبه است و انجمن دانشجویان ایرانی دانشگاه موافقت کرده است که دو میز در اختیار ما بگذارد که با شرکت کنندگان درمورد کمپین یک میلیون امضا صحبت کنیم و از آنها امضا بگیریم. برای اینکه داوطلبین آمادگی این برنامه را داشته باشند یک جلسه در خانه ما برگزار شد. این جلسه مخلوطی از یک جلسه آموزشی و یک جلسه هماهنگی برای برنامه پنج شنبه بود
جلسه برای ساعت دو برنامه ریزی شده بود که البته تا ساعت حدود دو و نیم تا سه طول کشید که همه برسند. کلا در جمع ما ده نفر حضور داشتند. سن شرکت کنندگان بین ۲۴ تا ۳۵ سال بود و اکثریت از دانشجویان و فارغ التحصیلان فوق لیسانس یا دکترا در رشته های مختلف (از مهندسی تا علوم اجتماعی تا هنر و علوم پزشکی) بودند... وقتی که تقریبا همه رسیدند جلسه با یک بحث ابتدایی در مورد این که کمپین اصولا از کجا شروع شد و چه هدفی دارد شروع شد. سوال هایی در مورد فایده های این طرح و نحوه کار آن مطرح شد و جواب داده شد. بعد از این بحث ابتدایی همه دفترچه های حقوقی را باز کردیم و هرکسی در مورد قوانینی که توجهش را جلب کرده بود صحبت کرد. این گفت و گو حدود یک ساعت ادامه داشت و داستان های جالبی از اتفاقاتی که برای دوستان و آشنایان هرکسی اتفاق افتاده بود مطرح شد. یکی از حاضرین چندین بار به دادگاه های طلاق رفته بود و داستان های تلخی از دخترهای جوانی که چندین سال به دنبال گرفتن طلاق دوندگی می کنند می گفت. یکی از دردناک ترین داستان ها در مورد زنی بود که شوهرش دستانش را با اتو سوزانده بود و دادگاه از او می پرسید که آیا تمکین نکرده است که شوهرش به این کار دست زده؟ و این که یک زن حتا نمی تواند بابت کتک خوردن از شوهرش از او طلاق بگیرد.... دوست دیگری می گفت که خاله اش بعد از طلاق با رضایت شوهر موفق به گرفتن بچه از شوهرش شده بود و در مورد قوانین ولایت و سرپرستی بحثی شد که آیا در همه موارد برای تصمیم گیری اجازه پدر درخواست می شود یا این که این قانونی است که در بعضی مناطق بیشتر از بعضی دیگر مناطق اجرا می شود و مثلا اگر کسی در مناطق بالای شهر تهران باشد کمتر احتمال این است که مثلا مدرسه کودک یا بیمارستان و... مادر را به عنوان سرپرست به رسمیت نشناسد و امضای او را رد کنند. جواب این سوال ها به صورت دقیق مشخص نشد و مطمئنا جامعه شناسان یا فعالانی که در این مورد تحقیق کرده اند بهتر می توانند به این سوالات پاسخ بدهند.
بعد از این بحث جزییات برنامه پنج شنبه به اطلاع همه رسید. نکاتی درمورد نحوه برخورد با مردم و سوالاتی که برای ایرانیان در آمریکا درباره این طرح پیش می آید و چگونگی جواب دادن به این سوالات مطرح شد. نکات تاکید شده دو مورد بودند. یکی این که مشخصا تاکید کنیم که این حرکت در ایران و توسط ایرانیان شروع شده است. نکته دوم این بود که این طرح با اینکه از همه افراد درخواست امضا می کند مربوط هیچ گروه خاص سیاسی یا دولتی نمی باشد و هدف اصلی این طرح تلاش برای حقوق زنان است.
یکی از نکته های دیگری که مطرح شد اهمیت نمود این قوانین در چشم غیر ایرانیان بود. یکی از نگرانی های ما این است که بعضی از رسانه ها و افراد علاقه زیادی به عقب مانده و مظلوم جلوه دادن زنان خاورمیانه دارند و برای ما این بسیار مهم است که مطرح شدن این قوانین بهانه ای برای تقویت این تصور نباشد. بهانه آمریکا برای حمله به کشورهای دیگر به بهانه برقراری دموکراسی و دفاع از حقوق بشر نیز یکی از دیگر نکاتی است که مطرح شد زیرا ما هرگز حاضر به این نیستیم که نه ایرانی ها و نه آمریکایی ها به این بهانه ها کشته شوند. از طرفی می دانیم که بعضی از افراد و رسانه ها تصور غلط خود را در هر حال عوض نمی کنند و دولت ها نیز برای سو استفاده از شرایط کشورهای دیگر برای حمله نظامی مطالب کافی در اختیار دارند. در نتیجه تلاش ما بر این خواهد بود که تا حد ممکن به درستی نقش قوی زنان و مردان ایرانی در داخل ایران را نشان دهیم و در عین حال به افراد یادآوری کنیم که ایرانی ها با این که صد در صد به پشتیبانی تمام جهان برای بهتر کردن شرایط زندگی شان احتیاج دارند ولی خود تصمیم گیرنده سرنوشت و شرایط خود هستند و نیازی به «نجات دهنده» ندارند.
از طرفی اکثریت زنان ایران قوی و تحصیل کرده هستند و این که با جنبه های متفاوتی از تبعیض روبرو می شوند که در غرب کمتر رایج است دلیل بر آن نمی شود که از زنان آمریکایی اعتماد به نفس و توانایی های کمتری دارند.(خوشبختانه افراد برجسته ای مثل شیرین عبادی این موارد را در بسیاری از صحبت هایشان در آمریکا و اروپا تاکید کرده اند و شاید کار ما خیلی سخت نباشد). به خاطر این موضوع فعلا ما وقتی جزوه های حقوقی انگلیسی (که توسط فعالانی در استرالیا ترجمه شده اند) را به افراد انگلیسی زبان می دهیم حتما یک نسخه هم از ترجمه انگلیسی مقاله خانم عبادی در مورد کمپین ضمیمه می کنیم... از طرفی فارسی زبانان همراه با جزوه حقوقی یک نسخه از داستان جالب نازلی فرخی (ممنون خانم مخالف) در کوچه-به-کوچه می گیرند!
در پایان هر کس از حاضرین قسمتی از کارهای باقیمانده برای برنامه پنج شنبه را بر عهده گرفت و از همدیگر خداحافظی کردیم
No comments:
Post a Comment